قدمــــــــــــــــــــــــگاه
تا انتهای کرانه فریفتن راهی نیست
وقتی که نامت جز شراره های ستم معنی نمی دهد
دست آویز رفت و شد ثانیه ها باشی
که بی رحمانه چون موج بر تن رنجور تو سایه ها می افکند
و چراغی که از غرورت ساخته ای راهی نمی نمایاند باز
شیشه عمرت هم هست همین غرور
که از گذشتن و گذشته هایت به یادگار داری
می شود با شوقی سرآکنده از حماقت خویش
خاکی را قدم بگذاری
و در پایان راهت مقصدی از جنس آغازی دوباره پیدا کنی
.
چه باشد منزل گاه تو
اینچنین شتابات رفتنت را روشن می سازد . . .
شعر از :
فرشاد شکیب
ما را در سایت هر آنچه از دل برامد دنبال میکنید
برچسب: قدمگاه,قدمگاه مردگان,قدمگاه مردگان فصل 4,قدمگاه آذرشهر,قدمگاه فیلم,قدمگاه خضر نبی,قدمگاه حضرت علی,قدمگاه جهرم,قدمگاه نيشابور,قدمگاه سده,
نویسنده:
بازدید: 160