
نگاه هیچ آینه ای جستن را نمی تابد مگر جام جمشیدی باشد اگر نقره فام و بی لکه تا توان به اندازه یک عمر زل زد به عمق گرد آبه سیاهی ها که راستی و دروغش را توان فهمید هم قفس دارد و هم بالا پوش و هم بارانیست . . . می خواند با تو این حضور من ای نگاه ژرف پیکر َشعر از : فرشاد شکیب...
ادامه مطلب
طعم تلخ تو تو را من میشناسم ای اواز غریب ای که حضورت خطی درشت در دفتر عمرم نگاشته است و باوری سخت در وجودم کاشته که همسان هر اعتقاد دیگری حکم فرماست و این جاویدانه نگاهت در نی نی چشمانت هنوز بر خستگی چشمان فرو افتاده ام پیداست و هر صبح بیدار باش نسیم وجودت از طلب پوچ من تماشاییست و شباهنگام صدهزاران افسوس با یک مزه تلخ میهمان من اند xa0 . شعر از فرشاد شکیب...
ادامه مطلب