
قدمــــــــــــــــــــــــگاهتا انتهای کرانه فریفتن راهی نیستوقتی که نامت جز شراره های ستم معنی نمی دهددست آویز رفت و شد ثانیه ها باشیکه بی رحمانه چون موج بر تن رنجور تو سایه ها می افکندو چراغی که از غرورت ساخته ای راهی نمی نمایاند بازشیشه عمرت هم هست همین غرورکه از گذشتن و گذشته هایت به یادگار داریمی شود با شوقی سرآکنده از حماقت خویشxa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 خاکی را قدم ...
ادامه مطلب