
"پاییز نبودنت" صدایی میشنوم از آن دوردست ابهامات خیال تو از رشته های شنوای تشویش گرانه ات از جنس نبودنت و هم طبع زمانی که بی تو می گذرد بارقه های امیدی که در جریان فراموشی جان می بازد و رنگ کهنه شونده تصویرت در قاب بلور این زخم سیاه کهنه تردید هاست همچون نوای باد گذرنده از میان برگهای درخت پیر پاییز ، پاییز . . . پاییز نبودنت شعر از : فرشاد شکیب ...
ادامه مطلب
طعم تلخ تو تو را من میشناسم ای اواز غریب ای که حضورت خطی درشت در دفتر عمرم نگاشته است و باوری سخت در وجودم کاشته که همسان هر اعتقاد دیگری حکم فرماست و این جاویدانه نگاهت در نی نی چشمانت هنوز بر خستگی چشمان فرو افتاده ام پیداست و هر صبح بیدار باش نسیم وجودت از طلب پوچ من تماشاییست و شباهنگام صدهزاران افسوس با یک مزه تلخ میهمان من اند xa0 . شعر از فرشاد شکیب...
ادامه مطلب
سلام خدمت همه دوستان و همراهانواقعا شرمنده هستم.میدونم غیبتم خیلی طولانی بوده و تقریبا رکورد غیبت خودم رو زدم.ممنون از نظراتتون که تا به حال پیگیر بودید و می پرسیدید کجایی و این حرفا.باید بگم که تنها یه دلیل داشته نبودنم اون هم دو کلمه هست " مشغله کاری " وگرنه اصلا طبع شعر از بین نرفته هنوز هم شعر می گم اما خب خیلی کمتر و هم اینکه اصلا وقت نمی کنم اینجا بذارم . یه زمانی ما دانشجو بودیم و اکثرا بیکار واسه همین میشد که زود زود سر بزنیم اما الان کارمندیم و واقعا سرمون شلوغه.مطمئن باشید همین روزا بر...
ادامه مطلب
پژواک در تراوش پژواک ندای آزادی بی دریغ وار در پی واژه حسرت چه خاطره زیبای تلخی نسلی را به فریاد می نشاندوقتی مسحور شعله های هوس باشیچه باک از داد به فلک قد کشندهکه خوابت کابوسی هم باشد اگر، شیرین ترین لحظه ممکن است xa0 شعر از: ف. شکیب...
ادامه مطلب